از آنجایی که اصلاً ازمقدمه چینی چیزی سرم نمیشود میروم سر اصلِ مطلب.

اما قبلش بگویم که انگیزه ی نوشتن همچین متنی را قلمِ گرم و حوصله ی سرشار میرزا بوجود آورد.این مرد واقعا خیلی حوصله و صبر دارد!همیشه دلم میخواست یک عمویی، دایی ای،برادرِ بزرگتری مثل او داشتم!

شخصاً هنوز اولی را هم ندارم که دارم بر دومی نقد میکنم!

اینرا هم قبول دارم که بشرط رعایت عدالت اصلاً هم بد نیست!اما آقایی که یک همسر دارد و خیلی هم دوستش دارد و خیلی هم از زندگیش راضی ست چرا باید برود سراغِ دومی؟!(امیدوارم جواب این آقا با برهان باشد!)این آقا از کجا یقین دارد که میتواند هر دورا به یک اندازه دوست داشته باشد تا در پی آن عدالت را رعایت کند؟!

این یک مسئله جدیست!ما هیچوقت نمیتوانیم دو نفر در این دنیا را دقیقا به یک اندازه دوست داشته باشیم و این حقیقت حتی تا آنجایی پیش میرود که میتوان گفت ما نه تنها پدرو مادرمان را هم به یک اندازه دوست نداریم بلکه میزان علاقه مان به هر یک از بچه های مان به یک اندازه نیست!یا دست کم نوع علاقه مان به هر فردی با دیگری فرق دارد.و از کجا میداند (در این دوره زمانه که گرانی و بیکاری بیداد میکند) میتواند خرج دو خانواده را بدهد؟!(این مسئله در مورد آقایانی که از ثروت بالایی برخوردارند صدق نمی کند!)

چرا یک جوانی که یک همسر دارد و درست وحسابی نمیتواند خرجِ خانوم را بدهد را باید هوایی کنیم تا بفکر دومی بیفتد؟!

مسئله ی مهم تر، اعتماد است!ما نمیگوییم که آقا «فقط باید »یکی داشته باشد!ما میگوییم چه اتفاقی افتاده که آقا بفکر دومی افتاده؟! چرا باید همسرش را که قلباً دوست دارد و اورا انتخاب کرده برایش کافی نباشد؟!حتما انتظاراتی را که توقع داشته از همسرش ندیده!که این یا سهل انگاری در انتخاب همسر بوده یا کم توجهی و حواس پرتی همسر!(این مورد در مورد آقایانی که بزور و بدون رضایت قلبی همسر خودرا انتخاب کرده اند صدق نمی کند!)

از آن طرف، اگر آقا برای یک لحظه خودش را جای همسر بگذارد میفهمد که چرا خانوم ها اینقدر با دومی مخالفند!

خانوم مدام با خودش فکر میکند که حتما من ایرادی داشتم!یا لابد شوهرم مرا دوست ندارد...حتی اگر هم مرد عدالت را رعایت کند ، خانوم فکر میکند این عدالت وجود ندارد!فکر میکند این عدالت قبل از اینکه بوجود بیاید با آمدن همسر دوم از بین رفته!

این فکر ها میتوانند استارتی بزنند بر دعوا ها و قهر و طلاق و سرد شدن بین زن و مرد!

اعتماد از بین میرود!مرد پنج دقیقه میرود خانه ی عمویش سر بزند خانوم (اولی)فکر میکند که رفته خانه ی دومی! دومی فکر میکند رفته خانه ی اولی!باز این مورد هم در مورد مردهایی که دوتا زنشان  در یک خانه زندگی میکنند صدق نمی کند!البته باید برویم این آقاها را بشناسیم که چطوری بوده که دوتا زن حاضر شدند با هم توی یک خانه زندگی کنند.

باز هم استثنا هایی وجود دارند که هر کدام با دلیلهای قانع کننده خودشان میروند سراغ دومی!

اینها را که گفتم همه شان نظرات شخصی خودم و زاویه دیدم نسبت به قضیه همسر دوم بود.هر نقدی هم بکنید با دقت بهشان فکر میکنم و اگر در حد توانم بود جواب میدهم.

پ.ن:درباره آن عدالت هم عکس زیر جواب گوست: